ايثار   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  نویسندگان

پايگاه شهيد هويت طلب

  آرشیو شده ها

اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
امرداد ۸٥

  بچه باحالها

فوتبال علمي
پايگاه اطلاع رساني دفترمقام معظم رهبري
درسهايي از قرآن
قرآن كريم
مرکز اطلاع رسانی آل البیت(ع)- حضرت فاطمه زهرا(س)
ملوان سپید

  آمار بازدید ها


  RSS 2.0  

 

  اصلاحات اقتصادی از دیدگاه امام علی(ع)

 

اصلاحات اقتصادی

 

 برخی از مهمترین برنامه های علی (ع) در زمینه اصلاحات اقتصادی به شرح ذیل است :

 

1- فقرزدایی و عدالت اجتماعی :

اسلام دین آزادی است. آزاد کردن انسان از همه بندها و تنها بسته کمند حق ساختنش، چگونه میتوان سخن از آزادی انسان گفت در حالیکه اسیر فقر است. علی (ع) آنگاه که بر مصدر حکومت قرار گرفت مبارزه ای بنیادی علیه فقر سازمان داد و علیرغم همه مشکلات و موانع، موفق گردید در حوزه حکومتی خود تا اندازه ای به آرمان فقرزدایی و عدالت اجتماعی دست یابد، چنانچه خود می‌فرماید:

 کسی در کوفه نیست که در رفاه بسر نبرد.

حتی پایین‌ترین افراد نان گندم می خورند و سر پناه دارند و از آب فرات می آشامند. (بحارالانوار- ج 40- ص 327)

 مبارزه امام علیه فقر را میتوان از سه زاویه مورد بحث قرار داد :

 

الف- همدردی مسئولین با فقرا :

از یک طرف امام از خود و کارگزارن خود شروع کرده ، به مواسات و همدردی با فقرا می پردازند و معتقدند که :

خدای تعالی بر پیشوایان حق واجب فرموده است که خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا رنج فقیر تنگدست را پریشان و نگران نسازد همچنین ثروتمندان بوسیله ثروتشان سرکشی و طغیان ننمایند.

 

 ب- برخورد با انگلهای اقتصادی :

از طرف دیگر از جایگاه حکومتی مبارزه ای سخت علیه زالو صفتانی که با مکیدن خون مردم متورم شده اند آغاز می نماید.

امام صادق (ع) در حدیث زیبایی در مورد کاهش فاصله طبقاتی و تعیین حد فقر چنین می فرمایند :

 

خداوند در اموال ثروتمندان نگریست، آنگاه به فقرا نظر کرد، پس در اموال ثروتمندان آنقدر برای مستمندان قرار داد که زندگی ایشان به رفاه باشد و اگر به آن حد نرسد باید افزایش دهند تا جایی که بخورد و بیاشامد و بپوشد و ازدواج کند و صدقه دهد و به حج برود.

از این کلام روشن است که تا کسی به این حد از امنیت اقتصادی و رفاه  نرسد، فقیر محسوب می شود و باید تلاش کرد تا با زدن ریشه های اجتماعی، زمینه شکوفایی عدالت اجتماعی فراهم گردد و انسان فقیر و نیازمند، آسوده از دغدغه گذران معاش در بستر آسایش مادی به سوی کمال حقیقی سیر کند.

برخی از اساسی ترین اقدامات حضرت در جهت ریشه کن کردن فساد اقتصادی به شرح ذیل می‌باشد :

 

1- بازگرداندن ثروتهای بادآورده و نامشروع

به خدا سوگند، بیت المال تاراج شده را در هر کجا بیابم به صاحبان اصلی آن باز می گردانم، گرچه با آن ازدواج کرده یا کنیزانی خریده باشند، زیرا در عدالت گشایش برای عموم است و آنکس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای  او سخت تر است. (نهج البلاغه- خ 15)

 

2- جلوگیری از سوء استفاده اطرافیان مسئولین

ای مالک !‌همانا زمامداران را خواص و نزدیکانی است که خودخواه و چپاولگرند و در معاملات انصاف ندارند. ریشه ستمکاریشان را با بریدن اسباب آن بخشکان و به هیچکدام از ایشان زمین واگذار مکن و بگونه ای با ایشان رفتار کن که قراردادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان رساند. (نهج البلاغه- نامه 53)

 

3- مبارزه با احتکار و گرانفروشی

ای مالک! این را هم بدان که در میان بازرگانان ، کسانی هم هستند که تنگ نظر و بدمعامله و بخیلند و احتکار کننده اند که تنها با زورگویی به سود خود می اندیشند و کالا را به هر قیمتی که می خواهند می فروشند که این سودجویی و گرانفروشی برا ی همه افراد جامعه زیانبار و عیب بزرگی بر زمامدار است. پس از احتکار جلوگیری کن که رسول خدا (ص) از آن جلوگیری می کرد. باید خرید و فروش به سادگی و با موازین عدالت باشد، با نرخهایی که بر فروشنده و خریدار زیانی نرسد. کسی که پس از منع تو احتکار کند او را کیفر ده تا عبرت دیگران باشد اما در کیفر او اسراف مکن.

 

ج- توجه به محرومان در تعیین بودجه های اقتصادی :

الله ،‌الله فی الطبقه السفلی من الذین لا حیله لهم

خدای را، خدای را ،‌در خصوص طبقه پایین جامعه، آن کسانی که دردشان را هیچ چاره ای نیست.

 امیر مؤمنان علی (ع) جهت رفع مشکلات محرومان جامعه به مالک اشتر چنین توصیه می نمایند :

- از بیت المال سهمی برای ایشان قرار بده... هرگز مباد، که سرمستی ریاست، تو را از آنان بازدارد و گمان کنی به کارهای مهمتری اشتغال داری؟

- بویژه امور کسانی از این قشر را بیشتر پرس و جو ن که چندان کوچک و بی شمارند که به چشم نمی آیند و نمی توانند به تو دست یابند.

- برخی از افراد مورد اعتماد، خداترس و متواضعت را آزاد بگذار تا گزارش امور ایشان را نزد تو بیاورند و سپس در موردشان بگونه ای اقدام کن که در روز دیدار با خدایت عذرت پذیرفته باشد.

 

 3- مساوات :

امام در همان سخنرانی نخست خود- بر خلاف خلفای قبلی که تقسیم بیت المال را بر اساس سوابق اسلامی و ترکیب قبائلی قرار داده بودند- با اشاره به آنکه او تنها به کتاب خدا و سیره رسول خدا عمل خواهد کرد، به سیاست مالی خود اشاره کرده، فضل مهاجر و انصار را بر دیگران، برتری معنوی خواند که نزد خدا محفوظ بوده و پاداش آن به نزد خداست، اما در تقسیم بیت المال کسی بر دیگری برتری ندارد. امروز نیز یکی از مشکلات مهم اقتصادی ما ، رعایت اصل مهم عدالت و مساوات است . برخورداری از حقوق و مزایای یکسان برای افراد هم رتبه، برخورداری از شرایط یکسان جهت فعالیتهای اقتصادی و گرفتن امکا نات عمومی برای همه افراد جامعه و دهها مرود دیگر می تواند از مصادیق عدالت و مساوات اقتصادی باشد.

 

4- ریشه یابی علل تنگناهای اقتصادی :

کارشناسان اقتصادی معمولاً هنگام بررسی عوامل رکود اقتصادی فقط به مسائل مادی توجه دارند، اما در یک نظام الهی به مسائل معنوی و غیر مادی نیز جهت ایجاد رونق و شکوفایی اقتصاد توجه می شود.

(( آری هنگامی که بندگان خدا کارنامه ای زشت ارائه دهند خداوند به کاهش میوه ها و دریغ داشتن برکتها و فروبستن درهای خزائن خیرات، مبتلاشان می کند تا شاید که توبه کاری توبه کند. آری، چنین است که خداوند استغفار را سببی ساخته است برای روزی رسانی و گسترش رحمت.))

 

5- امنیت اقتصادی :

در برنامه‌ریزیهای اقتصادی، امنیت عامل مهمی است که بدون آن توسعه اقتصادی امکان پذیر نخواهد بود. مهمترین عامل در ایجاد امنیت اقتصادی، شیوه برخورد دولت با تجار، کسبه، تولید کنندگان و کارگران و برنامه‌ریزیهای دولتی در جهت امنیت شغلی آنان است.

((هرگز مبادا کسی را از مایحتاجش باز دارید و از رسیدن به خواسته اش بی بهره نمایید، هرگز مبادا به مال احدی از مردم- از مسلمانان نمازگزار تا اقلیتهای در گرو پیمان (متعهد به قوانین کشور)- دست بیازید، مگر آنکه اسب و جنگ افزاری بیابید که در تجاوز به مسلمانان به کار گرفته شده.))

 

6- اصلاح نظام مالیاتی :

امام در نامه 53 نهج البلاغه به نکات مهمی جهت اصلاح نظام مالیاتی اشاره می فرمایند:

الف- مالیات را بگونه ای تنظیم کن که به صلاح مالیات دهندگان باشد.

ب- تا نظام مالیاتی و امور مالیات دهندگان اصلاح نشود،‌امور دیگر اقشار جامعه اصلاح نخواهد شد، زیرا همه مردم نان خور مالیات و مالیات دهندگانند.

ج- باید هدف آبادانی کشور باشد نه جمع آوری مالیات، چرا که مالیات جز با آبادانی فراهم نمی گردد.

د- اگر مردم از سنگینی مالیات، خشکسالی و ... شکایت کردند، به ایشان تخفیف بده تا امورشان سامان گیرد.

هـ- هرگز تخفیف دادن در مالیات تو را نگران نسازد، زیرا این سبب آبادانی شهرها، گسترش عدالت میان مردم و تعریف و ستایش مردم ازتو می گردد... و اگر در آینده کاری پیش آید و بر عهده مرم بگذاری با شادمانی خواهند پذیرفت.

 

7- اهمیت به تجارت و صنعت

((ازمن نسبت به تجار و صاحبان صنعت قبول وصیت کن و خوبی به آنان را به زیردستان خویش توصیه کن، از اینها نباید غافل باشی چرا که تجار و صنعتگران از سبب منفعت و وسیله امن و آسایش مردمند.)) نهج البلاغه نامه 53

 

8- نظارت بر بازار و رسیدگی به امور آن

الف- اقدامات آموزشی :

(یا معشر التجار ! الفقه ثم المتجر)

ای جماعت بازرگانان ! ابتدا احکام و قوانین اسلامی تجارت را بیاموزید و سپس اقدام به تجارت نمایید.

آموزش تجارت بدون ربا، پرهیز از گرانفروشی، آموزش اخلاق تجاری (آسان گرفتن معاملات، پرهیز از قسم خوردن، دروغ گفتن و ...) ، رعایت عدل و انصاف و پرهیز از کم فروشی، برخی از اقدامات آموزشی حضرت به تجار و کسبه بازار بود.

 

ب- اقدامات عملی :

1- مشخص کردن گروهی از افراد معتمد جهت نظارت و بررسی مشکلات بازار

2- مجازات گران فروشان ، معتکران و کم فروشان با توجه به گزارش ناظران بازار

3- مجازات بسیار شدید ناظران بازار در صورت تخلف و دریافت رشوه

 

9- اهمیت به بخش کشاورزی :

امیرمؤمنان نه تنها خود به کار کشاورزی اشتغال داشت بلکه همواره به کارگزاران خویش رعایت حال کشاورزان را توصیه می فرمود و با توجه به شرایط آب و هوایی ، از مسؤلان مالیاتی        می خواست تا در شرایط بحرانی در میزان مالیات به ایشان تخفیف دهند.

 

10- نظام توانمند بیمه و بازنشستگی :

امیر مؤمنان هنگامی که پیرمرد مسیحی نابینایی را مشاهده نمودند که مشغول گدایی است، فرمودند :

این مرد را در جوانی به کار وادار کرده اید ، اکنون که پیر و ناتوان گشته است، از معاش محرومش ساخته‌اید؟ هزینه زندگی او را از بیت المال بپردازید.

 

 

پايگاه شهيد هويت طلب

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  برخی ویژگیهای ظاهری امام زمان(عج)

 

 

برخی ویژگیهای ظاهری

 

1 ـ شبیه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم):

حضرت مهدی (علیه السلام) سیمایی چون سیمای پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) دارد، در رفتار و گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) روزی به امام حسین (علیه السلام) نظر افکنده به اصحاب خود فرمودند:

«در آینده خداوند از نسل او مردی را پدید می‌آورد که همنام پیامبر شماست و در ویژگیهای ظاهری و سجایای اخلاقی به او شباهت دارد.»

 

2 ـ زیبا و خوش صورت:

زیبایی اگر به اعتدال و تناسب اعضای چهره، یا به گیرایی نگاه و نورانیت صورت و جذّابیت آن باشد، همگی در وجود نازنین یادگار پیامبر(صلی‌الله علیه وآله وسلم) به ودیعت نهاده شده است.

 

3 ـ گشاده پیشانی:

پیشانی بلند و گشاده‌اش بر هیبت و وقار چهره زیبایش می‌افزاید، و چنان نوری بر چهره و جبین او پیداست که سیاهی موهای سر و محاسن شریفش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

 

4 ـ میانه قامت:

قامتی نه دراز و بی‌اندازه و نه کوتاه بر زمین چسبیده دارد، بلکه اندامش معتدل و میانه است.

 

5 ـ دارای دو خال مخصوص:

خالی بر چهره دارد که برگونه راستش همچون دانه مُشکی میان سفیدی صورتش می‌درخشد و خالی دیگر بین دو کتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد.

 

درباره شمایل ظاهری امام زمان(علیه السلام) پاره‌ای صفات دیگر از مجموعه روایات وارده در این باب میتوان بدست آورد:

 

* آن حضرت رنگی سپید، که آمیختگی مختصری با رنگ سرخ دارد.

*از بیداری شبها، چهره‌اش به زردی می‌گراید.

* چشمانش سیاه و ابروانش بهم پیوسته است و در وسط بینی او برآمدگی کمی پیداست.

* میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش کم است.

* میان دو کتفش عریض است و شکم و ساق او به امیرالمؤمنین(علیه السلام)شباهت دارد.

 

* در وصف او وارد شده:

«المهدی طاووس اهل الجنّة. وجهه کالقمر الدّری علیه جلابیب النور».

«حضرت مهدی(علیه السلام) طاووس اهل بهشت است، چهره‌اش مانند ماه درخشنده است و گویا جامه‌هایی از نور بر تن دارد.»

 

«اللّهم ارنی الطّلعة الرّشیدة والغرّة الحمیدة واکحل ناظری بنظرة منّی الیه».

«بار خدایا ! آن جمال با رشادت و پیشانی نورانی ستایش شده را، به من بنمایان، و چشمم را به نگاهی به او، سرمه کن».

پايگاه شهيد هويت طلب

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  رمز جاذبه حضرت علي عليه السلام

 

بسمه تعالي

 

 رمز جاذبه حضرت علي عليه السلام

كتاب: مجموعه آثار، جلد 16، ص 283

نويسنده: شهيد مرتضى مطهرى

سبب دوستى و محبت على در دلها چيست؟

رمز محبت را هنوز كسى كشف نكرده است،يعنى نمى‏توان آنرا فرموله كرد و گفت اگر چنين شد چنان مى‏شود و اگر چنان شد چنين مى‏شود،ولى البته رمزى دارد.چيزى در محبوب هست كه براى محب از نظر زيبايى خيره كننده است و او را به سوى خود مى‏كشد.جاذبه و محبت در درجات بالا«عشق‏»ناميده مى‏شود.على محبوب دلها و معشوق انسانهاست،چرا؟و در چه جهت؟ فوق العادگى على در چيست كه عشقها را بر انگيخته و دلها را به خود شيفته ساخته و رنگ حيات جاودانى گرفته است و براى هميشه زنده است؟چرا دلها همه خود را با او آشنا مى‏بينند و اصلا او را مرده احساس نمى‏كنند بلكه زنده مى‏يابند؟

مسلما ملاك دوستى او جسم او نيست،زيرا جسم او اكنون در بين ما نيست و ما آن را احساس نكرده‏ايم.و باز محبت على از نوع قهرمان دوستى كه در همه ملتها وجود دارد نيست.هم اشتباه است كه بگوييم محبت على از راه محبت فضيلتهاى اخلاقى و انسانى است و حب على حب انسانيت است.درست است على مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان نمونه‏هاى عالى انسانيت را دوست مى‏دارد اما اگر على همه اين فضايل انسانى را كه داشت مى‏داشت:آن حكمت و آن علم،آن فداكاريها و از خود گذشتگى‏ها،آن تواضع و فروتنى،آن ادب،آن مهربانى و عطوفت،آن ضعيف[نوازى]،آن عدالت،آن آزادگى و آزاديخواهى،آن احترام به انسان،آن ايثار،آن شجاعت،آن مروت و مردانگى نسبت‏به دشمن،و به قول مولوى:

در شجاعت‏شير ربانيستى / در مروت خود كه داند كيستى؟

آن سخا و جود و كرم و...اگر على همه اينها را كه داشت مى‏داشت اما رنگ الهى نمى‏داشت،مسلما اين قدر كه امروز عاطفه انگيز و محبت‏خيز است نبود.

على از آن نظر محبوب است كه پيوند الهى دارد.دلهاى ما به طور نا خود آگاه در اعماق خويش با حق سر و سر و پيوستگى دارد،و چون على را آيت‏بزرگ حق و مظهر صفات حق مى‏يابند به او عشق مى‏ورزند.در حقيقت پشتوانه عشق على پيوند جانها با حضرت حق است كه براى هميشه در فطرتها نهاده شده،و چون فطرتها جاودانى است مهر على نيز جاودان است.

نقطه‏هاى روشن در وجود على بسيار است اما آنچه براى هميشه او را درخشنده و تابان قرار داده است ايمان و اخلاص اوست و آن است كه به و جذبه الهى داده است.

سوده همدانى،بانوى فداكار و دلباخته على،در مقابل معاويه بر على درود فرستاد و در وصفش گفت:

صلى الاله على روح تضمنها قبر فاصبح فيه العدل مدفونا قد حالف الحق لا يبغى به بدلا فصار بالحق و الايمان مقرونا

درود خداوند بر روانى باد كه او را خاك بر گرفت و عدل نيز با وى مدفون گشت.با حق پيمان بسته بود كه به جاى آن بدلى نگزيند،پس با حق و با ايمان مقرون گشته بود.

صعصعة بن صوحان عبدى نيز يكى ديگر از دلباختگان على بود،از كسانى بود كه در آن دل شب در مراسم دفن على با عده معدودى شركت كرد.پس از آنكه حضرت را دفن كردند و بدنش را خاك پوشانيد،صعصعه يك دست‏خويش را بر قلبش نهاد و با دست ديگر خاك بر سر پاشيد و گفت:

«مرگ گوارايت‏باد!كه مولدت پاك بود و شكيبايى‏ات نيرومند و جهادت بزرگ.بر انديشه‏ات دست‏يافتى و تجارتت‏سودمند گشت.

بر آفريننده‏ات نازل گشتى و او تو را با خوشى پذيرفت و ملائكش به گردت در آمدند.در همسايگى پيغمبر جايگزين گشتى و خداوند تو را در قرب خويش جاى داد و به درجه برادرت مصطفى رسيدى و از كاسه لبريزش آشاميدى.

از خدا مى‏خواهيم كه از تو پيروى كنيم و به روشهايت عمل كنيم،دوستانت را وست‏بداريم و دشمنانت را دشمن بداريم و در جرگه دوستانت محشور گرديم.

دريافتى آنچه را ديگران در نيافتند و رسيدى به آنچه ديگران نرسيدند.در پيشگاه برادرت پيغمبر جهاد كردى و به دين خدا آنچنانكه شايسته بود قيام كردى تا سنتها را بر پا داشتى و آشوبها را اصلاح نمودى و اسلام و ايمان منظم گشت.بر تو باد بهترين درودها!

به وسيله تو پشت مؤمنان محكم شد و راهها روشن گشت و سنتها بپا ايستاد.احدى فضايل و سجاياى تو را در خود جمع نكرد.نداى پيغمبر را جواب گفتى.به اجابتش بر ديگران پيشى گرفتى.به يارى‏اش شتافتى و با جان خويش حفظش كردى.با شمشير ذوالفقار در مراحل ترس و وحشت‏حمله بردى و پشت‏ستمگران را شكستى.بنيانهاى شرك و پستى را درهم فرو ريختى و گمراهان را در خاك و خون كشيدى.پس گوارايت‏باد اى امير مؤمنان!

نزديكترين مردم بودى به پيغمبر.اول كسى بودى كه به اسلام گرويدى.از يقين لبريز و در دل محكم و از همه فداكارتر[بودى]و نصيبت از خير بيشتر بود.خداوند ما را از اجر مصيبتت محروم نكند و پس از تو ما را خوار نگرداند.

به خدا سوگند كه زندگى‏ات كليد خير بود و قفل شر،و مرگت كليد هر شرى است و قفل هر خيرى. اگر مردم از تو پذيرفته بودند،از آسمان و زمين نعمتها بر ايشان مى‏باريد اما آنان دنيا را بر آخرت برگزيدند.» (1)

آرى،دنيا را برگزيدند و در مقابل عدل و عدم انعطاف على تاب نياوردند و عاقبت دست جمودها و ركودها از آستين مردمى بدر آمد و على را شهيد كرد.

على عليه السلام در داشتن دوستان و محبان سر از پا نشناخته كه در راه ولاء و محبت او سر دادند و بر سر دار رفتند،بى‏نظير است.تاريخچه‏هاى شگفت و جالب و حيرت انگيز آنها صفحات تاريخ اسلام را مفتخر ساخته است.دست جنايت ناپاكانى از قبيل زياد بن ابيه و پسرش عبيد الله و حجاج بن يوسف و متوكل و در راس همه اينها معاوية بن ابى سفيان به خون اين زبده‏هاى انسانيت تا مرفق آلوده است.

پى‏نوشت:

1- بحار الانوار،ج 42/ص 295 و296،چاپ جديد.

 

 

 

پايگاه شهيد هويت طلب

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 

به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست

این وبلاگ متعلق به پایگاه مقاومت شهید سیدرضا هویت طلب شهرستان بندرانزلی میباشد .

پايگاه شهيد هويت طلب

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

   

 
این وبلاگ متعلق به پايگاه شهيد هويت طلب می باشد

پايگاه شهيد هويت طلب

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو